تنها قدرتی که می‌تواند انسان را از این رهایی در سرگشتگی نجات دهد، قوه تعقل است که به کمک آن قادر به گریز از این بلاتکلیفی به سوی اختیار و قدرت می‌گردد.

انسان تا وقتی که به وسیله عقل خود تعیین و جهت نگیرد، بی‌جهت است.

بی‌جهت به معنای بیهوده و به دردنخور است.

اگر نیچه انسان را حیوانی تعیین نشده تلقی می‌کند از حقیقت به دور نرفته است، چون تا وقتی که معلوم نشده است که انسان چیست، می‌تواند همه چیز باشد.

نیچه میگوید: انسان ریسمانی است که از حیوان تا انسان ادامه دارد.

کلن می‌گوید: بشر زندگی نمی‌کند، بلکه زندگیش را هدایت می‌کند.
و تأکید می‌کند که هدایت انسان بدون خودشناسی ممکن نیست.

برای انسان‌هایی که می‌خواهند خود را عوض کنند لازم است که ابتدا به خود رجوع کنند و خویشتن نسبت به وجود خود ضرورت تغییر آنچه را که هست به دنبال دارد و چون مرزهای وجود انسان با شناسایی عمیقش نسبت به خود تغییر می‌یابد.

باید اصل شناخت را در انسان‌شناسی یکی از علل اساسی تغییر انسان‌ها دانست.


انسان شناسی فلسفی – لماند مان - ترجمه دکتر رامپور صدر نبوی – صفحه 9 و 10